Monday, March 31, 2008

پايان تعطيلات نوروزی

خوب تعطيلات نوروز هم با همه خوبی هايش گذشت و از چهارشنبه دوباره بايد به قول دکتر عطاران "لذت های بی زمان" را کنار بگذاريم و به برنامه عادی روزانه مشغول شويم. وقتی به کارهايي که در اين 13 روز انجام دادم نگاه می کنم، می بينم اصلاً کارنامه رضايت بخشی را به جا نگذاشته ام. با آن که سعی کردم در اين روزها ميزان گردش خود، مهمانی و حتی ديدن تلويزيون را کم کنم ولی همانطور که خودتان هم می دانيد ديگر از يک حدی کمتر امکان ندارد. ديروز داشتم يک سری ترجمه ها را که قبلاً انجام داده بودم مرتب می کردم. برخی از ترجمه ها خيلی خوب و روان و برخی خيلی بد بودند و مجبور شدم دوباره آن ها را اصلاح کنم. در بين اين ترجمه ها، يک چيز نظر من را جلب کرد و آن مطالبی از کنفرانس يادگيری سيار 2004 بود. در گزارشی از اين کنفرانس آمده است شرکت کنندگان سه مبحث اصلی را در رابطه نسبت بين يادگيری سيار و يادگيری الکترونيکی ارايه نمودند. اول، اينکه يادگيری سيار در واقع زير مجموعه يادگيری الکترونيکی است. اين نگرش نوعی يادگيری ترکيبی را پيشنهاد می نمود. دوم، اينکه يادگيری سيار چيزی فراتر از يادگيری الکترونيکی است و برای يادگيری خود انگيخته و در سطحی وسيع مورد استفاده قرار می گيرد. و سوم، يادگيری سيار روشی قدرتمند برای جلب توجه يادگيرندگان دارای شرايط ويژه، به خصوص کسانی است که به هر دليلی نمی توانند در کلاس های درسی سنتی مشارکت کنند. امروز نمی خواهم خيلی به مباحث علمی بپردازم چون می دانم 13 فروردين است و شما حتماً آماده شده ايد که يک روز خوب را کنار خانواده بگذرانيد. فقط خواستم اشاره ای به اين مطلب کرده باشم. به اميد خدا بعدها به طور مفصل مطالبی را در زمينه نسبت يادگيری سيار و يادگيری الکترونيکی ارايه می کنم . باز اميدوارم سال 1387 سالی سرشار از موفقيت و شادی
برای همه شما دوستان و زحمت کشان حوزه تعليم و تربيت اين مرز و بوم باشد

Saturday, March 29, 2008

کنج تنهايي سهراب


به نام حق/به نام آن كه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را .../به نام آن كه كلمه را آفريد./ و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم/ از او بگويم./كه هر چه بود، پيش از هر كلامي، خودش گفته بود./ بايد اين واژه هاي كوچك را شست/ امشب دلم خيلی گرفته است. وقتی دلم می گيرد به ديار شعر و داستان پناه می برم. شعر سهراب را خيلی دوست دارم و با آن به اوج می رسم. گاه فکر می کنم زبان ساده او چقدر گيرا و دل پذير است، آن قدر انسان را مجذوب می کند که گويي هم کلامی تازه يافته است. امشب می خواهم يادی از سهراب سپهری بکنم. تعطيلات نوروزی زمان خوبی برای رفتن و سر زدن به شاهکارهای خلقت است. من اين فرصت را امسال غنيمت شمردم و برای زيارت امام زاده سلطان علی و سهراب به مشهد اردهال شتافتم. آن جا شهری کوچک در نزديکی کاشان است. در کنار مشهد اردهال شهر گل ها و شکوفه های بهاری نياسر قرار گرفته که زيبايش بی نظير می باشد. وقتی به مشهد اردهال رسيدم مشناقانه به سمت حرم امام زاده سلطان علی شتافتم. دم در سلامی دادم و وارد صحن حرم امام زاده شدم. قبلاً خوانده بودم که سهراب در صحن امام زاده خاک است، برای همين به دنبال ساختمان و يا حداقل بارگاهی زيبا می گشتم. ولی با کمال تعجب، ديدم سنگی سفيد تمام آرامگاه سهراب است. روی اين سنگ سفيد به خط استاد رضا مافی اين قطعه شعرحک شده بود: به سراغ من اگر مياييد/ نرم و آهسته بياييد/ مبادا كه ترك بردارد/ چيني نازك تنهايي من. بر مزار سهراب نشستم و برای او حمد و سوره ای خواندم، انگار لذت آمدن به آن جا ديگر برايم سرابی بيش نبود. دلم می خواست سهراب را در آرامگاهی با شکوه ببينم ولی انگار سادگی مزارش بيش تر مرا جذب می کرد. در دلم با عصبانيت غرش می کردم و به آنان که ارزش هنر اين مرز و بوم را ناديده می گيرند بد و بی راه می گفتم. ياد اين می افتادم که کشورهای همسايه شاعران ما را به تاراج می برند و در سازمان ملل با نام خود ثبت می کنند، ولی ما حتی حاضر نيستيم بر مزار آن ها بارگاهی کوچک بسازيم. سهراب را خوب می شناسم و ميدانم به اين سادگی و بی آلايشی می بالد. سهراب هرگز به زندگی دل نبسته بود که بخواهد آلايش های آن را با خود ببرد. دل به كف عشق هر آنكس سپرد/ جان به در از وادي محنت نبرد/ زندگي افسانه محنت فزاست/ زندگي يك بي سر و ته ماجراست/ غير غم و محنت و اندوه و رنج/ نيست در اين كهنه سراي سپنج.... به هر حال هر آن چه که بايد گفتم، کاش گوشی شنوا بشنود و دلسوزی بربايد. در پايان برای شما علمای تعليم و تربيت خواندن نگاه سهراب به مدرسه می تواند دلربا باشد: مدرسه، خواب هاي مرا قيچي كرده بود. نماز مرا شكسته بود . مدرسه، عروسك مرا رنجانده بود. روز ورود، يادم نخواهد رفت: مرا از ميان بازي هايم ربودند و به كابوس مدرسه بردند. خودم را تنها ديدم و غريب ... از آن پس و هربار دلهره بود كه به جاي من راهي مدرسه ميشد.... اتاق آبي - صفحه 33

آينده يا شايد امروز

پدران ما با مفهوم رؤيا خيلی خوب آشنا بودند و گاه از سر لذت و يا نااميدی به رؤياهای عميقی فرو می رفتند. با خود فکر می کردند که آيا روزی می رسد که تعطيلات را به جزيره ای دور دست بروند و يا کارهای خود را بدون رفتن به مغازه و يا مسافرت به اين طرف و آن طرف حل و فصل کنند. امروز با ظهور عصر اطلاعات و فناوری ارتباطات کم کم مفهوم رؤيا به هدف تغيير وضعيت می دهد. يعنی جوانان امروز ديگر خود را اسير ناتوانی های گذشته نمی دانند و سعی می کنند حتی غيرممکن ترين رؤياها را به هدف هایی کوتاه مدت و يا بلند مدت برای خود تبديل کنند. امروز داشتم مطلبی را در زمينه آينده فناوری های آموزشی مطالعه می کردم. باور کردنی نيست اگر بگويم در آينده شاهد وضعيتی خواهيم بود که ديگر آموزش مفهوم خود را از دست می دهد و تنها مفهومی که باقی می ماند تنها يادگيری است. جوانان عصر جديد ديگر خود را در فرايند آموزشی پيچيده گذشته اسير نمی کنند و تلاش می کنند با فراگيری مهارت های مرتبط با فرايادگيری امکان يادگيری خودرهبر را برای خودشان فراهم آورند. فناوری های آموزشی سيار در چنين زمانی است که اهميتی حياتی می يابند. فناوری های سيار اين امکان را فراهم می کنند که فرد فرايند يادگيری خود را فارغ از زمان و مکان و به صورت کاملاً شخصی در محيطی اجتماعی هدايت کند. اولين چيزی که فناوری های سيار برای ما به ارمغان می آورند دسترسی سريع و آسان به اطلاعات است. فرض کنيد تصادف بزرگی در يکی از خيابان های شهرتهران اتفاق افتاده است. در صورت وجود فناوری های سيار اين امکان وجود دارد که اطلاعات به صورتی دقيق در اختيار شهروندان، پليس، مأموران آتش نشانی و اورژانس قرار گيرد. کدام مسيرها مسدود شده، تعداد مجروحان چند نفر است، آيا تصادف آتش سوزی به دنبال داشته و يا کسانی احتياج به کمک فوری دارند. تصاويری از صحنه تصادف و وضعيت مجروحان می تواند خيلی سريع توسط هر شهروندی ارسال شود. يک تلفن همراه کافی است تا همه چيز روشن گردد. اما يادگيری سيار چيزی بيش از کسب اطلاعات است. به قول رفتارگرايان کسب اطلاعاتی که منجر به تغيير رفتار پايدار نشود را نمی توان يادگيری ناميد. شهروندان وقتی به يادگيری سيار دسترسی پيدا می کنند که اطلاعات را به صورت هدف مند و در جهت تغيير در رفتار شناختی، عاطفی و يا حتی حرکتی خود به کار گيرند. البته نبايد از يادگيری پنهان نيز در جريان يادگيری سيار غافل شد. گاه ما بدون برنامه ريزی قبلی و تنها در جريان کسب اطلاعات و مرور آن ها به يادگيری عميقی دسترسی پيدا می کنيم که تأثير خود را به زودی در زندگی ما خواهد گذاشت. به هر حال يادگيری سيار شايد زمانی رويايي بيش نبود ولی امروز
می توان گفت به هدفی پايدار در بسياری از جوامع تبديل شده است

Friday, March 28, 2008

فناوری آموزشی: موضوعی داغ داغ

امشب می خواهم شما را از برخی از کنفرانس های تخصصی در حوزه خودمان يعنی همان فناوری آموزشی آگاه کنم. فهرست اين کنفرانس ها را از سايت مجله مشهور آموزش برخط گرفته ام که اميدوارم مورد توجه شما هم واقع شود. اگر وضعيت مالی خيلی خوبی داريد پيشنهاد می کنم يکی از اين کنفرانس ها را انتخاب کرده و برای شرکت در آن ثبت نام کنيد. البته برخی از اين کنفرانس ها در ماه اخير برگزار شده اند، که پيشنهاد می کنم با کليک بر روی عنوان آن ها از
عنوان مقاله ها و حداقل چکيده آن ها آگاهی پيدا کنيد

Conference on Web-Based Education (WBE-2008)March 17-19, 2008 Innsbruck, AustriaWireless, Mobile, and Ubiquitous Technologies in EducationMarch 23-26, 2007Beijing, China
Innovations in Learning for the FutureMarch 27-29, 2008Instanbul, Turkey

ادامه

Thursday, March 27, 2008

يادگيری سيار: نياز امروز جهان

حتماً تا حالا مطالب زيادی در زمينه يادگيری سيار شنيده ايد و بارها با خود فکر کرده ايد واقعاً استفاده از فناوری های سيار و بی سيم در آموزش چه ضرورتی دارد؟ چندی پيش من در جلسه ای در همين زمينه شرکت کردم. بسياری از موسسات کنکوری پس از اعلام حذف کنکور به چالش افتاده اند و به دنبال چاره ای برای چند سال آينده هستند. نام "يادگيری سيار" آنقدر جذاب هست که اين موسسات، تحقيقاتی را در زمينه آن برای باقی ماندن آغاز کنند. در اين جلسه بحث جالبی در گرفت، من بر يادگيری سيار به عنوان راه حلی برای برطرف سازی چالش های امروز بسياری از جوامع تاکيد کردم. اروپا از اين فناوری جهت بهبود وضعيت جوانان کم سواد استفاده کرده است. افريقايي ها در پی حل مشکلات بهداشتی در کشورهای خود با بهره گيری از يادگيری سيار هستند، بيماری ايدز و مالاريا از جمله مهم ترين مواردی هستند که افريقايي ها فعاليت هايي را از طريق يادگيری سيار برای آگاه سازی مردم و مقابله با آن ها آغاز کرده اند. آسيايي ها از جمله کره ای ها بر يادگيری رسمی با بهره گيری از فناوری های سيار تاکيد نموده اند و استراليايي ها حتی در پی اين هستند که خدمات دانشجويي خود را از طريق فناوری های سيار کنترل کنند. در کشور ما تاکنون فعاليت های بسيار اندکی در زمينه يادگيری سيار صورت گرفته است؛ اين را می گويم چون خود شاهد اين فعاليت ها بوده ام. يادگيری سيار در ايران نيز می تواند در کنار يادگيری الکترونيکی مشکل گشا باشد. ولی ابتدا لازم است حداقل امکانات نرم افزاری و سخت افزاری برای آن فراهم شود که اين حداقل مستلزم يک سرمايه گذاری وسيع است. امروز اين پتانسيل در کشور ما وجود دارد که از يادگيری سيار برای آموزش های عمومی مثل آموزش فرهنگ شهروندی، راهنمايي و رانندگی، آموزش حجاج و بسياری موارد ديگر استفاده شود. همچنين در زمينه آموزش رسمی نيز اکنون دانشگاه های ما با توسعه سيستم های آموزش مجازی دارند به نقطه ای می رسند که کم کم با
احساس کمبودهای يادگيری الکترونيکی به فکر يادگيری سيار بيافتند

Wednesday, March 26, 2008

سال نو مبارک

خدمت همه ی دوستان عزيزم سلام می کنم و از اينکه چند وقتی است که سری به شما نزدم معذرت می خواهم. اين چند وقت خيلی از دوستان با من تماس گرفتند و پرسيدند چرا وبلاگ تعطيل شده ولی متأسفانه من تا حالا نتوانسته بودم جوابی به محبت های آن ها بدهم. امسال قول می دهم که ديگه به اميد خدا زود به زود وبلاگ را به روز کنم تا ديگه شرمنده شما دوستان نشوم.خوب ابتدا سال جديد را به همه دوستان تبريک می گويم و اميدوارم سالی سرشار از موفقيت داشته باشيد. مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است/ خوش خراميده و با حسن و وقار آمده است/ به تو ای باد صبا می دهمت پيغامی/ اين پيامی است که از دوست به يار آمده است/شاد باشيد در اين عيد و در اين
سال جديد/ آرزويی است که از دوست به يار آمده است

Friday, February 8, 2008

روزنامه نگاری چندرسانه ای و فرهنگ آموزش

خوب امشب يک بخش جديد را به وبلاگ اضافه کردم، که همون بخش معرفی وبلاگ های مرتبط با حوزه تکنولوژی آموزشی باشد. برای ديدن اين بخش به قسمت پايين وبلاگ مراجعه کنيد. شايد اعتراض کنيد که برخی از اين وبلاگ ها چه ربطی به تکنولوژی دارد، بايد بگم بی خود وقت خود
را تلف نکنيد چون من اين وبلاگ ها را دوست دارم و از سر هيچ يک نمی گذرم
امروز که در حال وب گردی (يا همون ولگردی خودمون) بودم به يک مقاله جالب از استاد محمد عطاران برخورد کردم که قبلاً نخوانده بودم. اين مقاله در رابطه با روزنامه نگاری چندرسانه ای و فرهنگ آموزش بود و در نوع خودش بسيار توجه من را جلب کرد. در رابطه با روزنامه نگاری برخط حرف های زيادی برای گفتن دارم که دوست دارم در يک مقاله مجزا به آن ها بپردازم، ولی
فعلاً حتماً مقاله دکتر عطاران را بخوانيد نکات جالبی در آن هست که جای بحث و تفکر دارد

Thursday, February 7, 2008

برنامه درسی آموزش مجازی بر مبنای ديدگاه ديسيپلينی

چندی پيش آزمونی به تعويق افتاده با استاد عطاران داشتيم. من و ساير هم کلاسی ها برای اين آزمون خودمان را خيلی آمده کرده بوديم و به محض رفتن سر جلسه منتظر بوديم استاد چند سئوال به ما بدهند تا جواب دهيم. ولی من لحظه ای که به کلاس وارد شدم فهميدم از اين حرف ها خبری نيست. استاد با اين مقدمه بحث را آغاز کردند، که چندی پيش يکی از ما به ايشان زنگ زده و خواستار برگزاری امتحان به صورت غيرحضوری شده است و ايشان برای احترام به نظر ايشان و ساير بچه ها، قصد دارند امتحان را در قالب يک سئوال واحد و بسيار کاربردی برگزار کنند. دکتر عطاران ابتدا کتاب نظريه برنامه درسی ميلر را به ما نشان دادند و سپس خواستار اين شدند که برمبنای فصل سوم اين کتاب يعنی همان ديدگاه موضوعی/ديسيپلينی اقدام به نگارش يک مقاله در زمينه طراحی برنامه درسی دوره های مجازی کنيم. اگرچه اين موضوع تا حدودی جذاب به نظر می رسيد، ولی نگارش در زمينه آن کاری دشوار است. يک رويکرد سنتی بايد در قالبی جديد ارايه شود و کليه مسايل مربوط به طراحی برنامه درسی در آن لحاظ گردد. من که تاکنون سعی کرده ام بر روی موضوع متمرکز شوم، ولی انگار انگيزه لازم را ندارم، خدا به خير بگذراند. البته من قبلاً ترجمه های زيادی در زمينه طراحی برنامه درسی آموزش مجازی داشته ام که شايد بتوان با استفاده از آن ها اين مقاله را سامان داد، ولی خدا کند بتوانم تا دوشنبه که آخرين مهلت ارائه مقاله ها است کار را تمام کنم. بعضی اساتيد گاه با تفکرات خود باعث سنت شکنی در محيط سنتی آموزش دانشگاهی می شوند و اين برای ما دانشجويان ايرانی کمی عجيب و ناشناخته است. در دانشگاه تربيت معلم تهران بارها من شاهد اين سنت شکنی ها به گونه های مختلف بوده ام. و در حال حاضر
سه پروژه دارم که بايد انجام دهم تا درس های ترم قبل تمام شود

Wednesday, February 6, 2008

طراحی گرافيکی کتاب های درسی دانشگاهی

سال قبل مقاله ای در زمينه طراحی گرافيکی کتاب های درسی دانشگاهی برای اولين همايش بين المللی کتاب درسی نوشتم که بسيار مورد توجه علاقه مندان و به خصوص مسئولين محترم سازمان مطالعه و تدوين کتاب های درسی علوم انسانی دانشگاه ها (سمت) قرار گرفت. پس از آن در مراسم بزرگداشت استاد دکتر پريرخ دادستان، خانم دکتر ابوالحسنی از من خواست که طرحی پژوهشی با همين عنوان ارايه کنم. من تقريباً دو ماه بعد از آن قضيه پروپزال خودم را ارايه کردم، ولی تقريباً سه ماه بعد با کمال تعجب پس از سه بار داوری به من اطلاع داده شد که طرح پژوهشی مورد نظر مورد تصويب قرار نگرفته است. اول کمی عصبانی شدم به خاطر اين که انتظار چنين برخوردی را نداشتم، ولی بعدها از اين عصبانيت خودم شرم سار شدم. وقتی مطلع شدم که استاد کامران افشار مهاجر استاد دانشگاه هنر طرحی مشابه کار من ارايه کرده اند. من در گرافيک خود را به صورت غير مستقيم از شاگردان ايشان می دانم و کتاب ها و مقالات ايشان را بارها خوانده ام. از من خواسته شد که به عنوان همکار اصلی اين طرح پژوهشی با ايشان همکاری کنم که من از اين امر بسيار خوشحال شدم، چون تاکنون تجربه کار با يک استاد گرافيک را به طور مستقيم نداشته ام. همانطور که دوستان می دانند تخصص اصلی من طراحی گرافيک رايانه ای است و تجربه های
عملی بسيار کمی در بحث چاپ و طراحی کتاب به طور تخصصی دارم

جايگاه موسيقی در تعليم و تربيت اسلامی

مدتی بود سرگرم مطالعه و نگارش مقاله در زمينه مضامين مربوط به يادگيری الکترونيکی و فناوری های نوين آموزشی بودم و به کل فراموش کرده بودم که يکی از حوزه های مورد علاقه من موسيقی است. برای همين تصميم گرفتم مقاله ای درباره موسيقی و جايگاه آن در تعليم و تربيت اسلامی بنويسم. اين ايده وقتی بيشتر در من قوت گرفت که يکی از دوستان عزيزم مطالبی در زمينه تأثير موسيقی بر رشد و توسعه مهارت های کودکان به من داد. من قبلاً مطالعاتی در زمينه موسيقی و وضعيت آن در فرهنگ اسلامی داشتم که از جمله آن ها می توانم به مقاله ای از ديانا هريس استاد دانشگاه آزاد (باز) انگلستان اشاره کنم. در اين مقاله من به دو موضوع محوری اشاره کرده ام. اول به بحث از نسبت موسيقی و تعليم و تربيت پرداخته و ضمن روش سازی اهميت تربيت هنری و نقش موسيقی در آن با اشاره به تحقيقات موجود در اين زمينه سعی در روش سازی مطلب نموده ام. سپس در بخش بعد به طور دقيق از چهار جنبه فلسفه، عرفان، فقه و علم تعليم و تربيت به بحث از جايگاه موسيقی در تعليم و تربيت اسلامی اقدام کرده ام. بهره گيری از آيات قرآن کريم و احاديث صحيح از جمله خصيصه های اين مقاله است. احاديث وارد در مقاله سعی شده بر مبنای علم الحديث مورد بررسی قرار گيرد تا صحيح بودن آن ها برای اينجانب مسلم شود. در پايان اين مقاله شما با نتيجه ای روبه رو می شويد که شايد به نظرتان کمی عجيب بياييد و آن اهميت موسيقی
به عنوان يک هنر والا در تعليم و تربيت اسلامی است